خرید بک لینک
احساس رهاشدگی یا مثلا از دست دادن چیزی رو دارم و نمیدونم هم چرا
دلخوشی های درونیم متزلزل شدن
اومدم خونه و استقلال خوابگاهیم رو از دست دادم و حوصله ام سر رفته
هر چی رو در حال حاضر دارم تجربه میکنم بخاطر تغییر نقطه امن و محل زندگیه
آسون نیست
حوصله دوستامو ندارم.دغدغه هاشون برام پیش پا افتاده و بچه گانه ست.
:|
هیچی دیگه ولش کن

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

خب بالاخره شروع کردم friends رو ببینم! میخوام بدونم چیه که انقدر طرفدار دارهالبته دو سه سال پیش چند قسمتش رو دیدم و خسته ام کرد.واسه همین ادامه ندادم الان دوباره میخوام تلاش کنم :)) کتاب هم اگه بخوام

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

هیچی و هیچ کس نمیتونه سد راه رسیدنم به رویاهام شه.رویاهایی که از بچگی واسشون جنگیدم و خواستم که بهشون برسم شاید یه سریاشو هیچکس ندونه ، شاید یه سریا رو فریاد زده باشم! از همون بچگی عادت کردم بهترین خو

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

فیلم American beauty درام و سرگرم کننده. اما شاهکار نبود و پایان باز هم داشت تقریبا! فیلم the help راجع به خدمتکارهای سیاه پوستی که تصمیم میگیرن علیه نژادپرستی بجنگن قشنگ بود. اما باز هم به نظرم میتو

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

کازابلانکا یه فیلم خیلی قدیمی که درمورد حواشی جنگ جهانی دوم ساخته شده
سیاه و سفیده :))
خیییلی خوشم اومد ازش.قشنگ کل تایم فیلم رو سرگرمم کرد!
و مکالمه ای که از فیلم منتخب شد بنویسم :

×دیشب کجا بودی؟
_اون مال گذشته ی خیلی دوره یادم نمیاد
×امشب میبینمت؟
×من هیچوقت برای اینده ی انقدر دور برنامه نمیریزیم

و البته اونجا که میگه من فقط خودم رو دارم.تنها چیزی که تو این دنیا واسش میجنگم خودمم!

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

میدونیتا الان که نه روز از تابستون گذشته اونی نبوده که میخواستم نه خوشحال بودم ، نه هیجان انگیز بوده ، نه هدفمند بوده ، نه رویایی!! همش ضدحال و حالگیری خیلی دلم میخواد درست شه.بیکار هم یه جا ننشستم و

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

خوش به حال اونایی که میتونن همیشه این تفکر رو داشته باشن که زندگی قشنگه و ارزشش رو دارهشخصا با وجود رضایت نسبیم از خودم و زندگیم گاهی به این نتیجه میرسم که زندگی پوچ و بی ارزشه ... دیگه چه توقعی میشه

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

یک سال قبل من و دوستم ف و خواهرم روی تختم نشسته بودیم با این که از این کار متنفرم اما چاره ای نبودخلاصه! قلمبه اومد خودش رو پرت کرد روی تخت لازم به ذکره که قلمبه دو سه کیلو از صدکیلو شدن کم داره :| و

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

اگه میخواید بدونیو حالتون واقعا خوبه یا بده شب ها به درونتون نگاه کنید! شبها همه چیز پررنگ تره.تمام حس های خوب و بدی که در طول روز باهاشون مواجه شدی یا ازشون فرار کردی شب ها پرررررر رنگ میشن. و من فهم

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

میرم اینستاگرام و کادوی تولدش ، همونیه که کادوی تولد من بود میرم اینستاگرام و میبینم جمله هاش ، هموناست که خودم میگفتم حتی تر میرم اینستاگرام و میبینم سه روزه هر روز داره عکس گل میذاره:)))) فکر کنم نش

برچسب: نویسنده: هستی شمس تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 8:02

صفحه بندی